أبو ريحان البيروني

سرگذشت 8

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم

واطّلاع كافى نداشته وآنرا بخوبى تحصيل نكرده باشد ، از فهم كتب واين علم خواه عربى باشد وخواه فارسي ، هم عاجز است تا باصلاح وتهذيب وحلّ معضلاتش چه رسد . از باب مثال چنين كسى كه أهل فنّ وآشنا با مصطلحات اين علوم نيست در طىّ مطالب وأثناء مندرجات كتاب از اصطلاحات تقسيم منحطّ وعكس وتحليل وقوس منقّح ومرفوع مرّه وعرض وراب وعرض التوا وتعديل اوّل وثاني وكوكب متبّز وستارهء غميصآء كه شعراى شامي « است وأمثال آن چه تواند فهم كرد ، ومثلا اگر در نسخّه أو « منير » بجاى متبزّ وغميضآء « با ضاد معجمه بجاى « غميصآء » با صاد بي نقطه نوشته بود از كجا درمىيابد كه نسخهء أو غلط است « 1 » يا اگر در منازل قمر ، منزل « بطين » و « إكليل را دو ستاره » يا « سه ستاره » يا سى ستاره » گفته بود ، چگونه يقين مىكرد كه همان سه ستاره صحيح است وسى نيز موافق بعضي رسم الخطهاى قديم همان « سه 3 » است نظير ( كي ، جى كه ، چه )

--> ( 1 ) من خود يكى از أفاضل ادباى معاصر را ديدم كه چون از هيئت ونجوم ومصطلحات اين فنون اطّلاع نداشت در كتاب نجوم خطّى خود دستبرده وهمه جا ( متبزّ ) را ( منير ) وغميصاء ) را ( غميضاء ) كرده بود ، اگرچه پاره‌يى از أهل فن نيز اشتباه دوم را مرتكب شده وغميضاء با ضاد معجمه را صحيح پنداشته‌اند ، وليكن همان ( غميصاء ) بىنقطه صحيح است .